|
وقتی پیشمی دنیا رو دارم
|
|||
|
درباره وبلاگ
![]() ای کاش باورم میکردی ای کاش از نگاهم میخوندی که بدون تو نمیتونم زندگی کنم
حالا معنی نفس کشیدنو میفهمم حالا که میخوای از پیشم بری میفهم برای چی نفس میکشیدم منتظرت میمونم منوی اصلی
آرشیو مطالب
هفته چهارم فروردین 1390
هفته سوم دی 1389 هفته سوم اسفند 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 پیوندها
اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی پیوندهای روزانه
قالب وبلاگ
|
خوشحالم ...
و عشق ...
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.
/ نوشته شده توسط گل بيتا... در یکشنبه 28 فروردین1390 و ساعت 10:17 |
دلتنگتم
تنها دل خوشیم هستی تا دوباره بیایی و مرا در بر خویش بگیری ... من مظلومم در نگاه غریبانه تو... می خواهم خود را قربانی این عشق کنم... می خواهم با یاد تو به عرش بروم... می دانم آسمان هم یک روز از شادی من و تو اشک شوق می ریزد... می دانم دوستم داری... می دانم برای به هم رسیدن آرام و قرار نداریم... و این را هم می دانم که راه درازی در پیش داریم... من جز تو کسی را ندارم و نمی خواهم داشته باشم... و در خاطره ام تنها تو را می بینم و ما ادامه می دهیم تا به هم رسیدن...
/ نوشته شده توسط گل بيتا... در دوشنبه 20 دی1389 و ساعت 19:23 |
تنهایی من
باور کن دوستت دارم...
می خوام باور کنی چقدر دوستت دارم
/ نوشته شده توسط گل بيتا... در دوشنبه 17 اسفند1388 و ساعت 19:26 |
خاطره ....
خاطرات تو رو چه خوب چه بد حك ميكنم توي تنهايي هام فقط به تو فكر مي كنم ******************* وقتي از غربت ايام دلم مي گيرد مرغ اميد من از شدت غم مي ميرد دل به رؤياي خوش خاطره ها مي بندم باز هم خاطره ها دست مرا مي گيرد
/ نوشته شده توسط گل بيتا... در یکشنبه 6 اردیبهشت1388 و ساعت 19:53 |
كوچه.....
كوچه ي تنهايي .......
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب آن جوي نشستيم تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت من همه محو تماشاي نگاهت
/ نوشته شده توسط گل بيتا... در یکشنبه 6 اردیبهشت1388 و ساعت 19:35 |
و عشق ....
و عشق
تنها تو را به گرمي يك سيب مي كند مانوس سهراب سپهري نگاه مرد مسافر به روي زمين افتاد : "چه سيب هاي قشنگي ! حيات نشئه تنهايي است." و ميزبان پرسيد: قشنگ يعني چه؟ - قشنگ يعني تعبير عاشقانه اشكال و عشق ، تنها عشق ترا به گرمي يك سيب مي كند مانوس. و عشق ، تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگي ها برد ، مرا رساند به امكان يك پرنده شدن. - و نوشداري اندوه؟ - صداي خالص اكسير مي دهد اين نوش.
/ نوشته شده توسط گل بيتا... در یکشنبه 6 اردیبهشت1388 و ساعت 19:19 |
دلتنگي......................
چشمای منتظر به پیچ جاده
دلهره های دل پاک و ساده
پنجره ی باز و غروب پاییز نم نمه بارون تو خیابون خیس
یاد تو هست تنگ غروب تو قلب من می کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده
برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده
تو ذهن کوچه های آشنایی پر شده از پاییز تن طلایی
تو نیستی و وجودمو گرفته شاخیه خشک پیچک تنهایی
یاد تو هست تنگ غروب تو قلب من می کوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده
برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده
**************
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده بعد از تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست کوه غصه از دلم رفتنی نیست حرف عشق تو رو من با کی بگم همه حرفا که آخه گفتنی نیست... / نوشته شده توسط گل بيتا... در سه شنبه 1 اردیبهشت1388 و ساعت 17:50 |
كاش بودي و ...
تو ساحل سرخ دلت اسم كسي رو حك نكن از اينكه من دوستت دارم حتي يه لحظه شك نكن
/ نوشته شده توسط گل بيتا... در سه شنبه 1 اردیبهشت1388 و ساعت 16:58 |
بخند
ادمک اخر دنیاست
بخند
ادمک اخر دنیاست بخند.
ادمک مرگ همین جاست بخند.دست خطی که ترا عاشق
کرد.شوخی کاغذی ماست بخند.ادمک خر نشی گریه کنی.
کل دنیا سراب است بخند.ان خدایی که بزرگش خواندی.
بخدا مثل تو تنهاست بخند
![]() ![]() / نوشته شده توسط گل بيتا... در شنبه 29 فروردین1388 و ساعت 12:1 |
در گذر از لحظه ها اميدوار باش
يکي از بندگان گنهکار خداوند را فرشته ها به جهنم مي بردند و او مرتب برميگشت و به پشت سر خود نگاه مي کرد.....
او هنوز به رحمت من اميدوار است که به پشت سر خود مي نگرد.
/ نوشته شده توسط گل بيتا... در سه شنبه 25 فروردین1388 و ساعت 12:10 |
بي تو تنهام
توي دنيا چي ميخواي كه به پات بريزم همه ي هستي من به سرا پات بريزم لب پر خنده ميخواي بيا لبهام مال تو چشم پر گريه ميخواي هر دو چشمام مال تو بيا تا برات بگم من غرورم مال تو بزار تا فدات بشم من وجودم مال تو اگه بازيچه ميخواي بيا قلبم مال تو اگه رودخونه ميخواي سيل اشكام مال تو چرا من بي تو بمونم نميدونم نميتونم وصه ي زندگي كردن تورو ميخوام خوب ميدونم تو بدون عشقم تو هستي برام از زندگي هستي
/ نوشته شده توسط گل بيتا... در سه شنبه 25 فروردین1388 و ساعت 12:6 |
مجنون ليلي
بيا تا ليلي و مجنون شويم افسانه اش با من
/ نوشته شده توسط گل بيتا... در سه شنبه 25 فروردین1388 و ساعت 11:50 |
دوستت دارم
تنهام نذار
صبحت بخیر عزیزم
با آنکـه گفتـه بودی دیشـب خـدا نگهدار با آنکه دست سردت از قـلـب خـستـه تـو گویـد حدیث بـسـیـار صــبـحت بـخـیـر عزیزم بـا آنــکـه در نــگــاهــت حرفی برای من نیست بـا آنـکـه لـحـظـه لـحـظـه می خوانم از دو چشمت تـن خـسـتـه ای ز تـکـرار خو کرده قـفـس را مـیـل رهـا شدن نیست باید که با تو باشم در پـای تـو بـمیرم من کوه استوارم به مـن بگـو نـگـه دار این عشق تا دم مرگ هرگز گسستنی نیست
/ نوشته شده توسط گل بيتا... در سه شنبه 25 فروردین1388 و ساعت 11:45 |
پرواز
پرواز را به خاطــــر بسپار پرنده مردنيست
/ نوشته شده توسط گل بيتا... در دوشنبه 24 فروردین1388 و ساعت 11:13 |
انتظار
(بوي باران)
بـوي بـاران ميدهد امشب هواي انتظار چتـر دل را ميگشايم در ســراي انتظار
پر شده از ابر هجـــرت ، آسمان اشتياق ميدهم تاوان هحـــرت ، در ازاي انتظار
ميزنم قـاب خيــــالت را بـه ديوار دلم مينشينم سر به ديوار از جفاي انتظار
حجمي از يادت نمايان شد ز پشت پنجره ميرسد از پشت در اينك صــداي انتظار
ياد تـو گل كرده اينـك تا به گلدان دلم پر كشـــد بوي نجيبت در فضاي انتظار
بسكهچشممن،زلايدربهسويكوچهاست جـا گرفتـــه در نگاهم ، رد پـاي انتظار
من «رهـا» ســازم عنان اختيارم را دگر تا فــدا ســازد وجودش ر ا، براي انتظار
/ نوشته شده توسط گل بيتا... در دوشنبه 24 فروردین1388 و ساعت 10:54 |
|
||